خرید بک لینک

من ابروش او ماه وش او روز و من همچو شبش

او جان و من چون قالبش حیران از آن خوبی و فر

آه از دعا بیسامعی جرم و گنه بیشافعی

درد و الم بینافعی رویم چو زر بیسیمبر

مولوی


برچسب: جرم, نویسنده: کیان احمدپور تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:12

من مرید توام مراد تویی من غلامم چو کیقباد تویی دل مرید تو و تو را خواهد کاین در بسته را گشاد تویی خاک پای توام ولی امروز گردم اندر هوا که باد تویی زهد من می جهاد من ساغر چو مرا زهد و اجتهاد تویی گر چه من بدنهاد و بدگهرم شاکرم چون در این نهاد تویی ور نهادی که تو کنی برداشت خوش بود چون همه مراد تویی زهر باده شود چو جام تویی ظلم احسان شود چو داد تویی بس کنم ذکر تو نگویم بیش ذکر هر ذکر و یاد یاد تویی مولوی

برچسب: تویی, نویسنده: کیان احمدپور تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:12

بی ستون گشت بسی خسته و سرگردان پس از آن تیشه زنی ها که بر وی بزد فرهاد او چنین دید که عالم همه سرتا پا عشق است او چنین دید که انسان ها همه سان انسانند او ندانست که روزی برسد در پس آن که نه حکاکی عشق بر دل او ره ساز است عشق به یکباره دگر درگون شد و بگوید از تیشه ، که بتنها شکند قند هزاران دل عشاق را عشق منسوخ شد و رخت بربست آدمی نیز به یکباره عوض شد نظرش او نه عشق و نه فرهاد و نه شیرین و ندید بیستون محو تماشای دغل کاران شد بیستون هست ولی با دلی بشکسته ز جور دگران که فقط نامی برند از مهر و صفا آن هم بدروغ

برچسب: ستون, نویسنده: کیان احمدپور تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:12

خوب دارد زاهد شیاد، داروگیر را دام دردانه است پنهان سبحه تزویر را در نشاط و خرمی، غافل نمی جوید سبب زعفران حاجت نباشد خنده تصویر را نفس قابل را دم گرمی به اصلاح آورد راست سازد گوشه چشمی به یکدم تیر را لال خواهی خصم را، گردآوری کن خویش را کاین سپر دندانه می سازد دم شمشیر را گردن رعنا غزالان را کند خط چرب نرم نی به ناخن می کند مور ضعیفی شیر را نیست مجنون مرا پروایی از بند گران آب سازد آتش سودای من زنجیر را روی خاک از سایه دستش نگارین گشته بود پیشتر زان کز نیام آرد برون ش

برچسب: صائب, نویسنده: کیان احمدپور تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:12

ما زنده به نور کبریاییم بیگانه و سخت آشناییم نفس است چو گرگ لیک در سر بر یوسف مصر برفزاییم مه توبه کند ز خویش بینی گر ما رخ خود به مه نماییم درسوزد پر و بال خورشید چون ما پر و بال برگشاییم این هیکل آدم است روپوش ما قبله جمله سجدههاییم آن دم بنگر مبین تو آدم تا جانت به لطف دررباییم ابلیس نظر جدا جدا داشت پنداشت که ما ز حق جداییم شمس تبریز خود بهانهست ماییم به حسن لطف ماییم با خلق بگو برای روپوش کو شاه کریم و ما گداییم ما را چه ز شاهی و گدایی شادیم که شاه را سزاییم محویم به حسن شمس تبری در محو نه او بود نه ماییم

برچسب: مولوی, نویسنده: کیان احمدپور تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:12

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

بخال هندووش بخشم مسیحا را اگر باشد بر جانم

نه چون آن ترک تبریزی که صائب را نکوهش کرد

نه چون آن صائب معروف که اجزایش به یغما رفت

چو حافظ من نمی خواهم ببخشم ملک

که ملکم هم نیست بر او ، سزای شادی دلها

بیا ای روح روح جان ، مدد کن روح جان افزا

شویم عیسی دمی جانا ، ببخشم بر نگار ای جان


برچسب: خودومه, نویسنده: کیان احمدپور تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:12

می دانی خوبی رابطه چی هست؟ یا بهتر بگم مهمترین ویژگی رابطه؟این هست که تا لجظه ای که نفس می کشی رهایت نمی کند...، فقط ممکن است ماهیت آن رابطه تغییر پیدا کرده باشهپدرم می گفت همکار مهندسی داشت در سن 60 و اندی سال که هرگز ازدواج نکردگاهی از خودم می پرسم چه رابطه ای است که او را تا آن لجظه میخکوب کرده باشدشاید عادت...!بیا هر کس که می خواهد که تا با وی گرو بندم که سنگ خاره جان گیرد بپیوند خداوندمهمیگفتم به گل روزی زهی خندان قلاوزی مرا گل گفت می دانی تو باری کز چه می خندم مولوی

برچسب: پیوندها, نویسنده: کیان احمدپور تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:12

گوش دل کو نشنید از سر دل نغمه سرای غزلی از ته دل

عاقبت مرثیه شد تار و وجودش چو سیمای سری می ماند

خودم

برچسب: بازم,غزل, نویسنده: کیان احمدپور تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:12

چقدر تلخنامه زیر را دوست دارم به من هم تجاوز شده ، در روز روشن ، جلوی چشم همه... میخواهم یک پست بنویسم ، پستی نه چندان متفاوت ولی به دید خود دلنشینشادی خاصی از آن ساطع می شود با آنکه سر تا پای ان بوی غم و اندوهگین ساطع شده ، شادی آن قابل فهم است برای کسانیکه درد آن را چشیده باشندخدا را شکر که هیچکدام از دوستان من درد آن را حس نکرده اند ، پس پیشداوری نکنید و از خواندن پست نانوشته من غمین مباشیدفقط یک نکته ... ، شده خدای ناکرده مثلا اتومبیل شما به سرقت برود؟فرض کنید اینگونه باشد ، پس از مدتی باز هم فرض کنید حدود شش ماه به شما خبر پیدا شدن آنرا بدهند...، شاید خوشحال شوید ، قطعا خدا را شکر خواهید

برچسب: نیمه,جدی,هایم, نویسنده: کیان احمدپور تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:12

پلکی زد و بیدار شد و غر زد نعره برآورد ناخواسته دیوار سکوت دل دریا به سر آمد

آن بار که از خشم رهی با پای برهنه به سر آورد جز کیسه از خاکستر شبهای تارش برایم نیاورد


برچسب: خودم, نویسنده: کیان احمدپور تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:12

صفحه بندی